خرید بک لینک

تصمیم ِ کبری!! نه نه تصمیم بانو!

نوشته شده در یکشنبه دوازدهم شهریور ۱۳۹۶ ساعت 11:7 توسط بانو

دیگه بسه غصه خوردن و نوشتن این متنهایی که حذفشون کردم.....

درستش میکنم

حتی به قیمت حذف آدمهای زندگیم!

درستش میکنم!

برچسب: تصمیم,تصمیم, نویسنده: علی ایمانی تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 4:55

نوشته شده در یکشنبه دوازدهم شهریور ۱۳۹۶ ساعت 14:1 توسط بانوصندلی جلو، کنار راننده یکی از دوستامون نشسته بود، نمی تونستم برم جلو کنارش بشینم! عاقا از این فاصله هم دلم براش تنگ شده بود! مونده بودم چیکار کنم! خودمو کشیدم جلو و بغلش کردم! -عه عه عه ای جونم! تو اینجا چیکار میکنی؟! +فکر کن من کمربند ایمنی ام! -من که کمربند بستم که+نههههه این امنیتش بیشتره :)-الهی من قربونت برم+خدا نکنهرسیدیم به یه خیابو

برچسب: نویسنده: علی ایمانی تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 4:55

نوشته شده در دوشنبه سیزدهم شهریور ۱۳۹۶ ساعت 9:15 توسط بانواسکار منفورترین شخصیت زندگی من دو دستی با کمال افتخار تقدیم میشه به پدرم! نامزد اسکار هم مادرم بود! که بلاخره رسید به بابامبه هر حال نامزد اسکار بودن هم که افتخاریه واسه خودش! نیست؟ :) :) :) :) :) :) :) :) :) :) :) :) :) :) :) :) :) :) :) :) :) :) :) :) :) :) :) :) :) :) :) :) :) :) :) :) +ساعت 5 صبح از خونه زدم بیرون، داشتم از تاریک و خلو

برچسب: اسکار, نویسنده: علی ایمانی تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 4:55

سلام
به خونه ی من و مرد دیوونه م خوش اومدید :)
من بانو هستم و وبلاگ نویسی رو از اردیبهشت 88 شروع کردم و آذر 94 به خاطر مشکلاتی که برام بوجود آورد با همه ی وابستگی ای که بهش داشتم تعطیل کردم!
حالا دوباره بهمن 95 می خوام شروع کنم با آدرس جدید، آدمهای جدید و اسم جدید!

برچسب: توئیتر, نویسنده: علی ایمانی تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 4:55

نوشته شده در سه شنبه چهاردهم شهریور ۱۳۹۶ ساعت 21:39 توسط بانوامروز که روی تخت اورژانس بودم... با خودم به اون روزی فکر می کردم که مرد دیوانه بالا سرم بود، یه لحظه حس کردم که انگاری هست... وایستاده و لبخند میزنه... نگران! لبخند زدم و دیدم همش خیاله!!!این فشار گرفتنا جدید شده!؟ توی این مانیتوره نشون میدن که طپش قلب این کسایی ک توی آی سی یو هستن رو نشون میدن! چشمم خورد بهش، به نبضم!واقعا دلم میخواست ا

برچسب: نویسنده: علی ایمانی تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 4:55

مغزمان بوی تعفن میدهد نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم شهریور ۱۳۹۶ ساعت 11:19 توسط بانو داستان از این قراره که تصمیم گرفتم، به خاطراینکه تمام اعتقاداتم بی دلیل و بی ایمان و عقیده بودن، همه رو حذف کنم و از اول بسازم.. اول دنبال همه چیز بگردم! نه که چون مادر و پدرم مسلمون هستن، من هم پیرو اونا باشم، اونم بدون هیچ فکری! شاید خیلی باشن این آدما ها، اینایی که کورکورانه دنبال میکنن عقیده های دیگرون رو، ام

برچسب: مغزمان,میدهد, نویسنده: علی ایمانی تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 4:55

هعی بابا!

نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم شهریور ۱۳۹۶ ساعت 11:31 توسط بانو

از همه اینا بدتر که
حس میکنم
من مال اینجا نیستم
هاجستم و واجستم
با کسی کار ندارم
اینجا نگار ندارم :(

برچسب: نویسنده: علی ایمانی تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 4:55

بجنگ بانو! پاشو!

نوشته شده در دوشنبه بیستم شهریور ۱۳۹۶ ساعت 9:13 توسط بانو

جلوی مامانم وایستادم وقتی پرسید مرد دیوونه برای تو کیه؟؟؟؟؟و گفتم مرد دیوانه جان همه کس ِ منه!
وقت ، وقت گریه کردن نیست، وقت غصه خوردن نیست
وقت جنگیدن ه
به همه نشون میدیم... ما با هم خیلی خوبیم...
انقدر خوشبخت میشیم که همه از حسادت بمیرن !
همتون می بینید!
میبینید!

برچسب: نویسنده: علی ایمانی تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 4:55

نوشته شده در پنجشنبه سی ام شهریور ۱۳۹۶ ساعت 9:50 توسط بانوهمش کابوس دیدمپدر ِ مرد دیوانه! یه آدم زورگوی ... لا اله الا الله! یعنی از همه ی باباها متنفرم طوری ک مرد دیوونه هم براش غیرقابل درکه! تمام شب رو کابوس دیدم! خواب دیدم من و مرد دیوونه همه فهمیدن که با همیم! بعد همه هم اذیت مون می کنن!توی خوابم ازحال رفتم! شدت ِ فاجعه! این روزا حتی نمیتونم برای مرد دیوونه بنویسمیه عالم بغض مهمون ِ گلوم شده ک

برچسب: نویسنده: علی ایمانی تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 4:55

کاش نوشته شده در پنجشنبه سی ام شهریور ۱۳۹۶ ساعت 10:58 توسط بانو کاشکی من همون دختری بودم که همیشه می خنده! همه رو می خندونه! با همه شاد و سرخوشه! اجتماعیه... میگن اگه فلانی نیاد که خوش نمی گذره! اونی که همه دوسش دارنهمه آرزوی داشتنش رو دارن! همونی که با بچه ها مهربونه! بچه ها خاله جون صداش میکنن!!!! همونی که از دور وقتی بهش نگاه میکنی اصلا انگار نه انگار ک غمی توی زندگیش هست!چون که شبا یا توی تنه

برچسب: نویسنده: علی ایمانی تاريخ: جمعه 31 شهريور 1396 ساعت: 4:55

صفحه بندی